رویای واقعی نه.. نه! گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم! به گمانم ... یک خاطره است !!!!! tag:http://khaleghi391.mihanblog.com 2020-06-04T06:20:44+01:00 mihanblog.com زندگی... !!! 2016-04-13T03:57:22+01:00 2016-04-13T03:57:22+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/128 Sina Khaleghi ]]> مردم اینجا چقدر مهربانند...! 2015-06-04T12:09:59+01:00 2015-06-04T12:09:59+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/127 Sina Khaleghi دیدند کفش ندارم . برایم پاپوش دوختند....دیدند سرما میخورم . سرم کلاه گذاشتند....     و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد . پس کلاهم را برداشتند...چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند...چون از رفتارم فهمیدن سواد ندارم.محبت کردند و حسابم را رسیدند...خواستم در این مهربانکده خانه بسلزم.نانم را آجر کردند و گفتند کلبه بساز...روزگار جالبی است. مرغانمان تخم نمی گذارند ....           ولی هر روز گاومان دیدند کفش ندارم . برایم پاپوش دوختند....
دیدند سرما میخورم . سرم کلاه گذاشتند....
     و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری
و دیدند هوا گرم شد . پس کلاهم را برداشتند...
چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند...
چون از رفتارم فهمیدن سواد ندارم.محبت کردند و حسابم را رسیدند...
خواستم در این مهربانکده خانه بسلزم.نانم را آجر کردند و گفتند کلبه بساز...
روزگار جالبی است. مرغانمان تخم نمی گذارند ....
           ولی هر روز گاومان می زاید....!!!!!
                                     
                                                { زنده یاد حسین پناهی }
]]>
خیالت راحت...! 2014-03-07T19:27:20+01:00 2014-03-07T19:27:20+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/126 Sina Khaleghi قول داده اَم… گاهـــی هَر اَز گاهـــی فانـــوس یادَت را میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛ هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد… خیالَت راحَت !
قول داده اَم…

گاهـــی

هَر اَز گاهـــی

فانـــوس یادَت را

میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم

خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛

هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره

میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم

اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…

خیالَت راحَت !
]]>
سکوت ... 2014-02-06T18:07:53+01:00 2014-02-06T18:07:53+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/125 Sina Khaleghi چند وقتیست هر چه می گردمهیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنمنگاهم اماگاهی حرف می زند ، گاهی فریاد می کشدو من همیشه به دنبال کسی می گردمکه بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...
چند وقتیست هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما

گاهی حرف می زند ، گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم

که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...

]]>
یادمان باشد... 2014-01-03T15:04:22+01:00 2014-01-03T15:04:22+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/124 Sina Khaleghi                         یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد                                 نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد                &nbsp
                        یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد

                                نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد

                              خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را

            
یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست...

]]>
حقیقت... 2013-12-08T15:09:30+01:00 2013-12-08T15:09:30+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/123 Sina Khaleghi همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست. یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست. قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست. مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست. و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست. همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.

یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.

قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.

مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.

و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.


]]>
ببار... 2013-11-05T06:55:38+01:00 2013-11-05T06:55:38+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/122 Sina Khaleghi خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... ‌آفتابی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...

به کسی توجه نمی کنه ...
از کسی خجالت نمی کشه ...
می باره و می باره و ...
اینقدر می باره تا آبی شه ...
‌آفتابی شه ...!!!

کاش ...

کاش می شد مثل آسمون بود ...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده




]]>
باز هم ... 2013-10-15T08:00:42+01:00 2013-10-15T08:00:42+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/121 Sina Khaleghi دیدمش ... تنم لرزید دلم خواست محو تماشایش باشم ؛ دلم خواست تا آخر عمر به او خیره باشم دلم خواست ... اما این شرم نگذاشت ؛ چون بنفشه ای سر به زیر افکندم ؛ به زمین خیره شدم و او به آرامی از کنارم گذر کرد ؛ با خطی از عطر دورم حصار کشید این دلخواه ترین اسارتی است ؛ که عادلانه ترین حکمش حبس ابد من است ... دیدمش ... تنم لرزید دلم خواست محو تماشایش باشم ؛

دلم خواست تا آخر عمر به او خیره باشم دلم خواست ...

اما این شرم نگذاشت ؛ چون بنفشه ای سر به زیر افکندم ؛

به زمین خیره شدم و او به آرامی از کنارم گذر کرد ؛

با خطی از عطر دورم حصار کشید این دلخواه ترین اسارتی است ؛

که عادلانه ترین حکمش حبس ابد من است ...
]]>
اشعار و متون زیبا‏ 2013-09-23T02:14:01+01:00 2013-09-23T02:14:01+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/120 Sina Khaleghi من خدایی دارم که وقت دلتنگی میتوانم برسرش فریاد بزنمپشت کنم به تمام خوبیهایشبلند بلند گریه کنم و مسبب تمام غصه هایم ببینمشاما خدای منارام دستهایش را بر شانه هایم میگذاردو ارام زمزمه میکند"توتنها نیستی عزیزدلم من همیشه با تو میمانم"
من خدایی دارم که وقت دلتنگی میتوانم برسرش فریاد بزنم

پشت کنم به تمام خوبیهایش

بلند بلند گریه کنم و مسبب تمام غصه هایم ببینمش

اما خدای من

ارام دستهایش را بر شانه هایم میگذارد

و ارام زمزمه میکند

"توتنها نیستی عزیزدلم من همیشه با تو میمانم"

]]>
راز... 2013-08-28T09:20:59+01:00 2013-08-28T09:20:59+01:00 tag:http://khaleghi391.mihanblog.com/post/119 Sina Khaleghi بعضی حرفارو نمیشه زد و من از همین حرفا یه عمره که پرم آخه کی از حاله کی با خبره؟ من یه عمره از خودم حرف می خورم زیر خاکستر من طوفانه معنی سکوت من سکوت نیست وقتی که از چشم تو افتادم دیگه هیچ افتادنی سقوط نیست انقدِ حالم خرابه که اگه به کسی چیزی بگم از رازم بدون اینکه خودم خواسته باشم، تورو از چشم همه میندازم گاهی با زخم های تازه تر میشه دردای قدیمی رو از یاد برد اما هرقدر به خودم زخم زدم جای خالیت تورو یادم آورد بعضی حرفا بی نهایت تلخه، اینجوری که نمیشه انکار کنم انقدِ تلخ که دیگه می ت بعضی حرفارو نمیشه زد و من از همین حرفا یه عمره که پرم
آخه کی از حاله کی با خبره؟ من یه عمره از خودم حرف می خورم
زیر خاکستر من طوفانه معنی سکوت من سکوت نیست
وقتی که از چشم تو افتادم دیگه هیچ افتادنی سقوط نیست

انقدِ حالم خرابه که اگه به کسی چیزی بگم از رازم
بدون اینکه خودم خواسته باشم، تورو از چشم همه میندازم

گاهی با زخم های تازه تر میشه دردای قدیمی رو از یاد برد
اما هرقدر به خودم زخم زدم جای خالیت تورو یادم آورد

بعضی حرفا بی نهایت تلخه، اینجوری که نمیشه انکار کنم
انقدِ تلخ که دیگه می ترسم با خودم اونارو تکرار کنم

                                      

                         ** بابک جهان بخش **
                      

]]>